Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظعن

تلفظ بین المللی : /zˈaʔn/ تلفظ :‌ [z'a?n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • ظعنکم
  • صادق الظن
  • ظان
  • ظعائن
  • ظن
  • ظن بردن
  • ظن نیکو
  • ظن کردن
  • ظنب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ظعن . [ ظُ ع ُ / ظُ ] (ع اِ) ج ِ ظَعینة. رجوع به ظعینة شود.

ظعن. [ ظَ ع َ / ظَ ] ( ع مص ) رفتن. کوچ کردن. از جائی به جائی شدن :
او نیفتد درگمان از طعنشان
او نگردد دردمند از ظعنشان.
مولوی.

ظعن. [ ظُ ع ُ / ظُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظَعینة. رجوع به ظعینة شود.
ظع...

فرهنگ عمید

رفتن، کوچ کردن.

فرهنگ معین

(ظَ ) [ ع . ] (مص ل . ) رفتن ، کوچ کردن .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ظعینه هودجها .
جمع ظعینه .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی زَانٍ: مرد زناکار(مخفف زانی)معنی ضَّأْنِ: میشتکرار در قرآن: ۱(بار)مسافرت. کوچ .از پوست چهار پایان خیمه هائی فراهم آورد که آنها را روز سفر رسیدو خضر سبک می‏دانید و سبک اند، این کلمه فقط یکبار در قرآن مجید یافته است. راغب گفته: ظعینه به معنی هودجی است که در آن زن هست و گاهی به زن ظعینه گویند.wikialkb: ریشه_ظعن...

کلمات مرتبط

  • ظعنکم
  • صادق الظن
  • ظان
  • ظعائن
  • ظن
  • ظن بردن
  • ظن نیکو
  • ظن کردن
  • ظنب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات