Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظرف زرحل

تلفظ بین المللی : /zˈarf zˈarhal/ تلفظ :‌ [z'aRf z'aRhal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ظرف
  • ظرف آب بندی شده
  • ظرف بَرواره
  • ظرف بی هوازی
  • ظرف خمیرکاغذی قالبی
  • ظرف خوردنی
  • ظرف شب
  • ظرف شمع دار
  • ظرف شویی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ظرف زرحل. [ ظَ ف ِ زَ ح َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ظرفی که زر محلول در آن انداخته و در نقش کتابت به کار برند. ملامفید راست :
نقاش من که هر دو جهان زو مشکّل است
مه در نگارخانه او ظرف زرحل است.
( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ظرفی که زر محلول در آن انداخته و در نقش کتابت بکار برند .

کلمات مرتبط

  • ظرف
  • ظرف آب بندی شده
  • ظرف بَرواره
  • ظرف بی هوازی
  • ظرف خمیرکاغذی قالبی
  • ظرف خوردنی
  • ظرف شب
  • ظرف شمع دار
  • ظرف شویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات