Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ظالم

تلفظ بین المللی : /zˈɑlem/ تلفظ :‌ [z'Alem]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • ظالم نهاد
  • ظالم گداز
  • ظالم بلا
  • سلطان ظالم
  • مباشر ظالم
  • وابسته بفرمانروای ظالم
  • بدرود دنیای ظالم
  • دختر ظالم بلا
  • رنگینک ظالم ریزه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ظالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن دُنیر. نام پدر ماریه مادر عبداﷲ و مجاشع و سدوس پسران دارم بن مالک بن حنظله است .

ظالم . [ ل ِ ] (اِخ ) جدّ ابن میاده ابوشرحبیل رماح بن ابرد از شعراء مخضرمی است . رجوع به الموشح مرزبانی ص 108 شود.

ظالم . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن سراق یا مراق یا سارق بن اب...

فرهنگ عمید

ظلم کننده، ستمکار، ستمگر، مردم آزار، جفاکار.

فرهنگ معین

(لِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ستمکار، کسی که ظلم می کند.

فرهنگ فارسی

ظلم کننده، ستمکار، ستمگر، مردم آزار، جفاکار
( اسم ) ستمکار ستمگر مردم آزار جمع ظلام ظلمه ظالمون ظالمین .
ابن مکتوم کلابی انباری مکنی به ابو زکریا . ابوالقاسم بن الثلاج حدیث کرد از احمد بن محمد بن مسروق الطوسی و او از ظالم بن مکتوم که وی مردی حداد بوده و در انبار سماع حدیث کرده است .

گویش اصفهانی

تکیه ای: zâlem
طاری: zolm
طامه ای: zâlem
طرقی: zolm
کشه ای: zolm
نطنزی: zâlem

مترادف و متضاد

بیدادگر، بی‌رحم، جابر، جبار، جفاپیشه، جفاکار، ستمکار، ستمگر، سخت‌دل، سرپنجه، سفاک، شریر، شقی، متعدی، مردم‌آزار ≠ دادگر

tyrant (اسم)غاصب، ستمگر، ظالم، جبار، حاکم ستمگر یا مستبد، سلطان ظالمoppressor (اسم)غاصب، ستمگر، ظالم، ستمکارdespot (اسم)ستمگر، حاکم مطلق، سلطان مستبد، ظالمrepresser (اسم)ستمگر، ظالم، مانع شوندهincubus (اسم)ظالم، کابوس، بختکunsparing (صفت)سخت، ظالم، بی دریغ، اسراف کنندهrutkmt...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ظَّالِمِ: ستمگر(ظلم عبارت از رفتاری است ناشایسته و نا بجا در قبال چیزی یا کسی ،یا قرار دادن چیزی در غیر از جایی که شایسته آن است . لذا نافرمانی خدای سبحان را از جهت اینکه مستحق عبادت و اطاعت است و همچنین مخالفت تکلیف را ظلم میشمارند اگر چه این مخالفت از روی سه...معنی ﭐنتَصَرَ: انتقام گرفت (کلمه انتصار و کلمه استنصار هر دو به معنای طلب یاری ، یا یکدیگر را یاری کردن است و از آنجای...

فرهنگ فارسی ساره

ستمگر، بیدادگر، جفاکار

واژه نامه بختیاریکا

رزم؛ رذل؛ رزمنات؛ قلب؛ قلب قُلاو؛ ظلم

کلمات مرتبط

  • ظالم نهاد
  • ظالم گداز
  • ظالم بلا
  • سلطان ظالم
  • مباشر ظالم
  • وابسته بفرمانروای ظالم
  • بدرود دنیای ظالم
  • دختر ظالم بلا
  • رنگینک ظالم ریزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات