معانی کلمه : طوله
لغت نامه دهخدا
طوله. [ ل َ ] ( اِ ) اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفیددلیون نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). فیطل. و رجوع به دزی ج 2 شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گونه ای نرم تن از رده دو کفه ییها که مخصوص دریاهای گرم است و دارای صدفی است که زواید خار مانندی دارد . قد صدف آن متوسط است . این جانور در اقیانوس هند فراوان است .
اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفید دلیون نامند .
اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفید دلیون نامند .
گویش مازنی
طویله – اصطبل
/tavele/ طویله – اصطبل & طویله – اصطبل
