Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طول

تلفظ بین المللی : /tˈuːl/ تلفظ :‌ [t'u:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • طول 1
  • طول 2
  • طول آب گرفتگی
  • طول ارام
  • طول افزایش
  • طول العهد
  • طول امل
  • طول اوسط
  • طول برخاست
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

طول . (ع ص ، اِ) ج ِ اطول و طولی ̍.

طول . (ع مص ) دراز شدن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (زوزنی ) (تاج المصادر).

طول . [ طَ وَ ] (ع اِمص ) درازی لفج برین شتر، یا عام است . (منتهی الارب ). درازی در لب بالائین شتر. (منتخب اللغات ).

طول . [ طُوْ وَ ] (ع اِ) مرغی است . (مهذب...

فرهنگ عمید

۱. قدرت؛ توانگری.
۲. فزونی.
۳. عطا؛ احسان.

۱. [مقابلِ کوتاهی] درازی.۲. [مقابلِ عَرض] درازا.۳. (اسم مصدر) دراز شدن.۴. (ریاضی) هر‌یک از دو ضلع بزرگ‌تر مستطیل.۵. امتداد: در تمام طول خیابان، قدم‌به‌قدم گُل گذاشته‌ بودند.۶. (اسم مصدر) طولانی شدن.۷. مدت: در طول این چند سال، پدرت خیلی شکسته شده است.⟨ طول جغرافیایی: (جغرافیا) فاصلۀ زاویه‌ای بین نصف‌النهار هر نقطه از نصف‌النهار مبدٲ (معمولا...

فرهنگ معین

[ ع . ] 1 - (مص ل .) دراز شدن ، مدت دار شدن . 2 - (اِمص .) درازی .

( ~.) [ ع . ] (مص ل .) 1 - منت نهادن بر کسی . 2 - فزونی جستن بر کسی . 3 - احسان کردن .

(طَ یا طُ) [ ع . ] (اِمص .) 1 - زیادت ، فزونی . 2 - علو. 3 - وسعت ، فراخی . 4 - قدرت ، توانگری .

(طَ یا طُ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - زیادت ، فزونی . ۲ - علو. ۳ - وسعت ، فراخی . ۴ - قدرت ، توانگری . [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) دراز شدن ...

فرهنگ فارسی

درازشدن، درازی، نقیض کوتاهی، مقابل عرض(پهنا )
۱ - منت نهادن بر کسی . ۲ - فزونی جستن بر کسی . ۳ - احسان کردن .
دراز شدن زوزنی

دانشنامه عمومی

طول یا درازا کمیتی است برای اندازه گیری فاصلهٔ دو نقطه در فضا که برای بیان آن یکاهای زیر را به کار می گیرند:فوتیارداینچمترمیکرونمایلآنگسترومذراعفاتوموجبمیلهاسرمیلفرسنگاستادیایکای مورد استفاده برای طول در سامانه استاندارد بین المللی یکاها (SI)، متر می باشد.wiki: طول طول (آواشناسی). در آواشناسی، طول یا کمیت به مدت زمانی اشاره دارد که یک آوا ادا می شود. طول هم در مورد مصوت ها و هم صامت ها (به صورت ت...

مترادف و متضاد

ضلع‌بزرگ‌تر

دیرش، مدت، زمان

درازا، درازی ≠ پهنا، عرض

۱. درازا، درازی
۲. ضلعبزرگتر
۳. دیرش، مدت، زمان ≠ پهنا، عرض
۴. امتداد، مسافت، بعد

length (اسم)مد، درجه، طول، مدت، قد، درازا، امتدادduration (اسم)طول، استمرار، بقاء، مدت، طیlongitude (اسم)طول، درازا، طول جغرافیاییalong (حرف اضافه)همراه، طول، در امتداد خط...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] طَوْل به معنای توانایی مالی می باشد.از احکام آن در باب نکاح سخن گفته اند.بررسی واژه طولواژه «طَول» در قرآن کریم در خصوص ازدواج با کنیز به کار رفته است. معنای لغوی آن زیادتی و فضل است؛ لیکن مراد از آن در آیه شریفه، توانایی مالی است؛ به گونه ای که شخص بتواند از عهده پرداخت مهر زن آزاد و یا علاوه بر آن، نفقه او بنابر اختلاف دیدگاهها برآید. بدون شک، مرد آزادی که از نظر مالی ناتوان از ازدواج...

فرهنگ فارسی ساره

درازا، درازنا

واژه نامه بختیاریکا

کَشار؛ وَر

فرهنگستان زبان و ادب

{length} [فیزیک] یکی از هفت کمیت اصلی فیزیک که یکای آن در دستگاه SI متر است متـ . درازا
[ریاضی] ← طول نقطه

کلمات مرتبط

  • طول 1
  • طول 2
  • طول آب گرفتگی
  • طول ارام
  • طول افزایش
  • طول العهد
  • طول امل
  • طول اوسط
  • طول برخاست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات