طور. (اِخ ) شهری است بنواحی نصیبین . (منتهی الارب ). رجوع به طور عبدین شود.
طور. (اِخ ) سوره ٔ پنجاه ودومین از قرآن کریم ، مکیه و آن چهل ونه آیت است ، پس از ذاریات و پیش از نجم .
۱. پنجاهودومین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۴۹ آیه.
۲. [قدیمی] کوه.
۱. نوع؛ گونه.
۲. [قدیمی] حالت؛ چگونگی.
٣. [قدیمی] مرتبه؛ نوبت.
[ معر. ] (اِ.) دام .
(طَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - نوع ، صنف . 2 - حالت ، چگونگی . 3 - حد، اندازه .
دیوانه، روانی، تیمار، بیمار،...
تیمار، بیمار، روانی، دیوانه، وحشی
کوه طور
رسم، روال
طریقه، شیوه، روش، متد، سبک
حالت، حال، چگونگی، کیفیت، هیئت
گونه، شکل، جور، شق، طریق، قسم، نحو، نهج، وجه
۱. گونه، شکل، جور، شق، طریق، قسم، نحو، نهج، وجه
۲. رسم، روال
۳. طریقه، شیوه، روش، متد، سبک
۴. حالت، حال، چگونگی، کیفیت، هیئت