Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طنبور زن

تلفظ بین المللی : /tˈanbuːr zˈan/ تلفظ :‌ [t'anbu:R z'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • طبر زن
  • زنبور
  • زنبور خانه
  • زنبور زرد
  • زنبور سیاه
  • زنبور طلایی
  • زنبور عسل
  • زنبور عسل نر
  • زنبور چی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طنبورزن. [طَم ْ / طُم ْ زَ ] ( نف مرکب ) نوازنده طنبور. طنبوری. طنبرانی. ( السامی ). طنبورانی. ( دهار ) :
کبک ناقوس زن و شارک سنتورزن است
فاخته نای زن و بط شده طنبورزنا.
منوچهری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که طنبور نوازد .

کلمات مرتبط

  • طبر زن
  • زنبور
  • زنبور خانه
  • زنبور زرد
  • زنبور سیاه
  • زنبور طلایی
  • زنبور عسل
  • زنبور عسل نر
  • زنبور چی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات