معانی کلمه : طمع برداشتن
لغت نامه دهخدا
طمع برداشتن. [ طَ م َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) طمع بریدن. ترک آز :
آنکه او انعام از من بازگیرد تو نه ای
و آنکه او از تو طمع بردارد آن هم من نیم.
آنکه او انعام از من بازگیرد تو نه ای
و آنکه او از تو طمع بردارد آن هم من نیم.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) طمع بریدن ترک آز کردن .
