طلائی . [ طِ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل در 12هزارگزی شمال ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان . جلگه و گرم و معتدل با 101 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند. محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....
فرهنگ معین
(طَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به طلا. ۲ - ساخته شده از طلا. ۳ - دارای رنگ زرد. ۴ - (کن . ) بسیار باشکوه .
فرهنگ فارسی
۱ - (صفت ) منسوب به طلا زرین : انگشتر طلایی . ۲ - برنگ طلا زرد براق : گیسوان طلایی . ۳ - ( اسم ) یکی از انواع رنگهای زرد و براق نوعی اکلیلی .
دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل ۱۲ هزار گزی شمال ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان جلگه - گرم معتدل - سکنه ۱٠۱ تن آب از رودخانه هیرمند - محصول غلات شغل زراعت - راه مالرو .
دانشنامه عمومی
طلایی رنگی میان نارنجی و زرد است که نامش از عنصر شیمایی طلا گرفته شده است.که از ترکیب رنگ کرم و زرد بدست می آید.ویکی پدیای انگلیسی-بازدید در ۲۲ اوت ۲۰۰۹اولین مورد استفاده از این رنگ به سال ۱۳۰۰ میلادی باز می گرددwiki: طلایی طلایی (آلبوم کایلی مینوگ). طلایی چهاردهمین آلبوم خواننده استرالیایی کایلی مینوگ است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. طلایی یک آلبوم پاپ است که به شدت تحت تأثیر موسیقی کانتری و موسیقی ...
مترادف و متضاد
زری، زرین، زرینفام، زرینه، زریون ≠ سیمین
۱. زری، زرین، زرینفام، زرینه، زریون ≠ سیمین ۲. به رنگ طلا ۳. پررونق، باشکوه ۴. بسیاردلنشین