Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طلاکار

تلفظ بین المللی : /talˈɑkɑr/ تلفظ :‌ [tal'AkAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • طلاکاری
  • اب طلاکاری
  • طلاکاری شده
  • آب طلاکاری
  • طلبکار
  • طلبکاری
  • طلادار
  • طلبکار، طلبکار
  • طلبکاری، طلبکاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

طلاکار. [ طِ / طَ ] ( ص مرکب ) طلاساز. || چیزی که کار نقش و نگارش از طلا باشد و کرده باشند، چون خانه طلاکار و شمشیر طلاکار :
منزل مردان ز نقش عاریت کاری خوش است
خانه چون فانوس از مهمان طلاکاری خوش است.
محسن تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که پیشه اش ساختن اشیای زرین، به کار بردن تارهای طلا در چیزی، یا آب طلا دادن به چیزی است.
۲. آنچه نقش ونگارش از طلا باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آن که با طلا کار کند تذهیب کننده مذهب . ۲ - ( صفت ) چیزی که کار نقش و نگارش را از طلا ساخته باشند خانه طلا کار شمشیر طلا کار .

مترادف و متضاد

زرکوب، زراندود


کلمات مرتبط

  • طلاکاری
  • اب طلاکاری
  • طلاکاری شده
  • آب طلاکاری
  • طلبکار
  • طلبکاری
  • طلادار
  • طلبکار، طلبکار
  • طلبکاری، طلبکاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات