Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طل

تلفظ بین المللی : /tˈal/ تلفظ :‌ [t'al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • طل گرفتن
  • طل گیر
  • شمر طل
  • راحت طلب
  • راحت طلبی
  • رامش طلب
  • رشید طلیع
  • رنگ طلایی
  • روزی طلبیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

طل . [ طَل ل ] (اِخ ) دیهی است از دیههای غزه به فلسطین . (معجم البلدان ).

طل . [ طِل ل ] (ع اِ) حیه . (منتخب اللغات ). مار. (منتهی الارب ) (فهرست مخزن الادویه ).

طل . [ طُل ل ] (ع اِ) گردن . || یک خوردنی از شیر. (منتهی الارب ). ج ، طلل . || شیر. (منتخب اللغات ). شیر. و منه یقال : ما بالناقة طل ؛ ای ما بها لبن ٌ. (م...

فرهنگ عمید

باران نرم و اندک با قطره های ریز.

فرهنگ معین

(طَ لّ ) [ ع . ] (اِ. ) باران ریز و نرم . ج . طلال .

فرهنگ فارسی

۱ - اثر سرای نشان خانه ویران . ۲ - خرابه ویرانه جمع : اطلال . ۳ - کالبد هر چیزی جمع : اطلال طلول .
حیه مار

مترادف و متضاد

باران ریز، بشک، جلید، ژاله، شبنم


کلمات مرتبط

  • طل گرفتن
  • طل گیر
  • شمر طل
  • راحت طلب
  • راحت طلبی
  • رامش طلب
  • رشید طلیع
  • رنگ طلایی
  • روزی طلبیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات