Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طفیلی ابدال

تلفظ بین المللی : /tofˈejli ˈebdɑl/ تلفظ :‌ [tof'ejli 'ebdAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • طفیلی
  • طفیلی شناس
  • طفیلی قفیلی
  • طفیلی کردن
  • طفیلی بودن
  • طفیلی کردن یاشدن
  • زندگی طفیلی
  • صبحی الطفیلی
  • صبحی طفیلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طفیلی ابدال. [ طُ ف َ اَ ] ( اِخ ) از اتراک خراسان است. اول در کسوت ابدالان میگشت و الحال در خدمت یکی از امرا میباشد. این قطعه ترکی از اوست :
میر طفیلی که نمک وقتنه
سک لرنگ رستم دستانی در
هیأت رستمنه بنکر و لیک
بنعنه باخمه که خراسانی در.
( تحفه سامی ص 186 ).

فرهنگ فارسی

از اتراک خراسانست اول در کسوت ابدالان میگشت و الحال در خدمت یکی از امرا میباشد .

کلمات مرتبط

  • طفیلی
  • طفیلی شناس
  • طفیلی قفیلی
  • طفیلی کردن
  • طفیلی بودن
  • طفیلی کردن یاشدن
  • زندگی طفیلی
  • صبحی الطفیلی
  • صبحی طفیلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات