Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طفره

تلفظ بین المللی : /tˈafreː/ تلفظ :‌ [t'afRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • طفره رفتن
  • طفره زدن
  • طفره آمیز
  • طفره داشتن
  • طفره رفتن از
  • طفره رو
  • طفره روی
  • طفره زدن از
  • طفره زن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

طفرة. [ طَ رَ ] (ع اِ) سرشیر. (منتهی الارب ).

طفرة. [ طَ رَ ] (ع مص ) طفور.(منتهی الارب ). برجستن . بالا برجستن . (منتهی الارب ). برجستن از روی چیزی : و چون وحشی در دام افتاده را که صیاد بازیچه و مضحکه را رسن فرا او گذارد تا او به نشاط طفره کند. (جهانگشای جوینی ). || در اصطلاح ابراهیم بن سیار نظام ، مقابل مشی . || در اصطلاح طبیعیون ، از نقطه ای به نقطه ای ...

فرهنگ عمید

۱. خیز برداشتن، جَستن.
۲. = * طفره رفتن
* طفره رفتن: (مصدر لازم ) کوتاهی کردن، تٲخیر، تعلل کردن در کاری، سر دواندن.
* طفره زدن: (مصدر لازم ) = * طفره رفتن

۱. خیز برداشتن؛ جَستن.
۲. = ⟨ طفره رفتن
⟨ طفره رفتن: (مصدر لازم) کوتاهی کردن؛ تٲخیر؛ تعلل کردن در کاری؛ سر دواندن.
⟨ طفره زدن: (مصدر لازم) = ⟨ طفره رفتن

فرهنگ معین

(طَ رِ ) [ ع . طفرة ] (مص ل . ) پریدن ، پریدن از بلندی .

دانشنامه آزاد فارسی

طَفْرهنظریه ای در کلام اسلامی. اول بار ابراهیم بن سیار نَظّام معتزلی این نظریه را مطرح کرد. براساس این نظریه، جسمی که حرکت از مبدأ را آغاز کرده است می تواند بدون پیمودن نقاط میانی به مقصد برسد. گفته اند نظّام معتقد بود که هر ماده ای بی نهایت بار تجزیه می شود و بر این اساس لازم بود که حرکت از مبدأ به مقصد به معنای پیمودن بی نهایت نقطه باشد. او برای حل این معضل نظریۀ طفره را مطرح کرد. از نظر فلاسفه ...

فرهنگ فارسی

خیزی برداشتن، یکبارجستن ازبلندی، فاصله درکاری، طفره رفتن:کوتاهی کردن وتاخیردرکاری، سردواندن
۱ - ( مصدر ) جستن برجستن پریدن از بلندی . ۲ - انتقال جسم است از جزو مسافتی به جزو مسافتی دیگر بدون آن که از اجزای ما بین گذر کند و محاذی آن قرار گیرد و به عبارت دیگر انتقال از مسافتی به مسافتی دیگر و از مکانی به مکانی دیگر بدون گذشتن از مسافت متوسط و این امر محال است .

مترادف و متضاد

پرش، جست

برجستن، پریدن، جستن

اهمال، تاخیر، تعلل، سستی، گریز، مسامحه

۱. اهمال، تاخیر، تعلل، سستی، گریز، مسامحه
۲. برجستن، پریدن، جستن
۳. پرش، جست

hop (اسم)ابجو، طفره، افیون، رازکevasion (اسم)بهانه، گریز، طفره، طفره روی، حیله، تجاهل، گریز زنیequivocation (اسم)ابهام، طفره، دروغjink (اسم)گریز، طفره، شوخی، لطفهavoidance (اسم)کناره گیری، اجتناب، احتراز، طفره، طفره روی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] طَفره، اصطلاحی در کلام اسلامی می باشد.طفره در لغت از ریشۀ طفر به معنای جستن از روی چیزی است و در اصطلاح، نظریه ای است که نَظّام معتزلی (متوفی ۲۳۱)، ظاهراً برای غلبه بر مشکلات اعتقاد به نامتناهی بودن تقسیم پذیری جسم ، مطرح کرده است.تقریر نظریهمطابق این نظریه، جسم می تواند از مکانی به مکان دیگر برود بدون این که مسافت میان آن دو را طی کند، یا به محاذات آن مسافت قرار گیرد، یا با آن مسافت تم...

کلمات مرتبط

  • طفره رفتن
  • طفره زدن
  • طفره آمیز
  • طفره داشتن
  • طفره رفتن از
  • طفره رو
  • طفره روی
  • طفره زدن از
  • طفره زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات