Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طعنه کردن

تلفظ بین المللی : /tˈaʔneː kˈardan/ تلفظ :‌ [t'a?ne: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • با طعنه استهزاء کردن
  • طعمه کردن
  • طعن کردن
  • بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن
  • طعنه
  • طعنه امیز
  • طعنه اوردن
  • طعنه تراش
  • طعنه داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طعنه کردن. [ طَ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طعنه زدن. عیبجوئی و بدگوئی کردن : آن گل که برنگ طعنه در می کرده ست با عارض تو برابری کی کرده ست.خاقانی.نه ابلیس در حق ما طعنه کردکز اینان نیاید بجز کار بد.سعدی.چنین که تازه غزل سر زند ز طبع نصیرشگفت نیست اگر طعنه بر هزار کند.ابونصر نصیرای بدخشانی ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

طعنه زدن . عیبجوئی . بدگوئی .

کلمات مرتبط

  • با طعنه استهزاء کردن
  • طعمه کردن
  • طعن کردن
  • بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن
  • طعنه
  • طعنه امیز
  • طعنه اوردن
  • طعنه تراش
  • طعنه داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات