طعمة. [ طَ م َ ] (ع مص ) یک بار چشیدن . (منتخب اللغات ) (غیاث اللغات ).
طعمة. [ طِ م َ ] (ع اِ) روش خوردن .یقال : فلان حسن الطعمة؛ ای حسن السیرة فی الاکل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روش و سیرت در خوردن : ز جغد و بوم به دیدار شوم تر صد ره ولی به طعمه و خیتال جخج گوی همای . سوزنی .|| حرص در خوردن . (منتخب اللغات )....
فرهنگ عمید
۱. خوراکی که برای به صید حیوانات و ماهیان استفاده می شود. ۴. جانور کوچکی که خوراک جانوران قوی تر می شود. ۵. کسی یا چیزی که برای سوءاستفاده مورد توجه قرار می گیرد.
فرهنگ معین
(طُ مَ ) (اِ. ) خوردنی ، خوراک .
فرهنگ فارسی
خوردنی، خور ، روزی، رزق ۱ - خوردنی خوراک غذا جمع : طعم . ۲ - تیولی که از محل خالصه های دیوان می دادند ( دوره سلجوقیان ) . روش خوردن .
دانشنامه عمومی
طعمه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد: طعمه (فیلم) طعمه (فیلم ۱۹۹۵) طعمه (فیلم ۲۰۰۰)
[ویکی فقه] طُعمه، به یک ششم اصل ترکه اطلاق می شود.از احکام آن در باب ارث سخن گفته اند.طعمه در لغت و اصطلاحطعمه در لغت به معنای غذایی که خورده می شود و نیز به معنای شبیه روزی و هبه آمده است؛ لیکن در اصطلاح عبارت است از یک ششم اصل ترکه، که به جد و جده میّت داده می شود. قول مشهور در باب ارث اجداد میّتبه قول مشهور، اجداد میّت با وجود پدر و مادر او ارث نمی برند. بر این قول ادعای اجماع شده است؛ لیکن بر ...