Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طرد کردن

تلفظ بین المللی : /tˈord kˈardan/ تلفظ :‌ [t'oRd k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • طرب کردن
  • طرح کردن
  • از نو طرح کردن
  • با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
  • بیک طرف متمایل کردن
  • دعوای متقابل طرح کردن
  • طرح دعوی کردن
  • طرح ریزی کردن
  • طرح کردن و ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

طرد کردن. [ طَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راندن. دور کردن. نفی کردن. رجوع به طرد شود.

فرهنگ فارسی

راندن دور کردن نفی کردن

مترادف و متضاد

کنار گذاشتن

تبعید کردن، نفی‌بلد کردن

مطرود کردن، دور کردن، از خود راندن

۱. مطرود کردن، دور کردن، از خود راندن
۲. تبعید کردن، نفیبلد کردن
۳. کنار گذاشتن

banish (فعل)تبعید کردن، دور کردن، طرد کردن، اخراج بلد کردنreject (فعل)رد کردن، طرد کردن، نپذیرفتن، نپسندیدن، امتناع کردن ازdiscard (فعل)طرد کردن، دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختنexcommunicate (فعل)...

کلمات مرتبط

  • طرب کردن
  • طرح کردن
  • از نو طرح کردن
  • با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
  • بیک طرف متمایل کردن
  • دعوای متقابل طرح کردن
  • طرح دعوی کردن
  • طرح ریزی کردن
  • طرح کردن و ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات