معانی کلمه : طرح ریزی راهبردی
فرهنگ فارسی
اقداماتی که ستاد کل نیروهای مسلح یک کشور برای تهیۀ طرحی راهبردی بهمنظور یک جنگ تمامعیار یا دفاع در مقابل نیروهای متجاوز انجام میدهد
فرهنگستان زبان و ادب
{strategic planning} [علوم نظامی] اقداماتی که ستاد کل نیروهای مسلح یک کشور برای تهیۀ طرحی راهبردی به منظور یک جنگ تمام عیار یا دفاع در مقابل نیروهای متجاوز انجام می دهد
