معانی کلمه : طبیعت بی جان
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
1. مجموعهای از اشیای بیحرکت مانند ظرف و لباس و گل 2. اثر هنری خلقشده از مجموعۀ اشیای بیحرکت
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{still-life/ still life, nature morte (fr. )} [هنرهای تجسمی] 1. مجموعه ای از اشیای بی حرکت مانند ظرف و لباس و گل
2. اثر هنری خلق شده از مجموعۀ اشیای بی حرکت
