معانی کلمه : طایل
لغت نامه دهخدا
طایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) رجوع به طائل شود.
فرهنگ عمید
۱. وسیع، گسترده.
۲. [مجاز] زیاد.
۳. (اسم ) فایده، سود.
۲. [مجاز] زیاد.
۳. (اسم ) فایده، سود.
فرهنگ معین
(یِ ) [ ع . طائل ] ۱ - (اِفا. ) برنده ، قاطع . ۲ - (اِ. ) فزونی ، مزیت . ۳ - توانایی ، قدرت . ۴ - توانگری . ۵ - فراخی ، وسعت . ۶ - فایده ، سود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) برنده قاطع . ۲ - ( اسم ) فزونی مزیت . ۳ - توانایی قدرت . ۴ - توانگری . ۵ - فراخی وسعت . ۶ - فایده سود نفع .
۱ - ( اسم ) برنده قاطع . ۲ - ( اسم ) فزونی مزیت . ۳ - توانایی قدرت . ۴ - توانگری . ۵ - فراخی وسعت . ۶ - فایده سود نفع .
فزونی یا توانائی یا توانگری
فزونی یا توانائی یا توانگری
دانشنامه عمومی
طائل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمد عقیلی ساختهٔ سال ۱۳۶۳ است.
wiki: طائل
مترادف و متضاد
۱. فراخی، وسعت، فزونی
۲. توانایی، قدرت
۳. تحول، دارایی، توانگری، غنا
۴. سود، فایده، نفع، منفعت، بهره
۵. وسیع، گسترده
۶. بسیار، زیاد، وافر، فراوان
