معانی کلمه : طایجو
لغت نامه دهخدا
طایجو. (اِخ ) این کلمه بصورتهای : طایخو، طابخو، تابخو و طابحو در تواریخ آمده ، ولی صحیح آن طایجو یا تایجو است که در فهرست حبیب السیر چ خیام تایجو و در تاریخ غازان طایجو ضبط شده است و نام چند تن از امرای مغول بوده است . رجوع به تایجو و عناوین بعد شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تایجو
wikijoo: طایجو
فرهنگ فارسی
پسر منگور تیمور از شاهزاگانی است که در طغیان چند تن از امرای غازانی شاهزاده ظاهرا دعوت طغیان گران را پذیرفت ولی بیدرنگ امیر نوروز را از توطئه سوکا و برلا آگاه ساخت .
