معانی کلمه : طاووس
لغت نامه دهخدا
طاووس. [ وو ] ( معرب ، اِ ) رجوع به طاوس شود.
فرهنگ عمید
پرنده ای زیبا از خانوادۀ کبک که نر آن دم چتری بزرگ با پرهای رنگین دارد.
* طاووس آتش پر: [قدیمی، مجاز] آفتاب.
* طاووس مشرق خرام: = * طاووس آتش پر
* طاووس علیین: طاووس بهشتی.
* طاووس فلک: [قدیمی، مجاز] = * طاووس آتش پر
* طاووس آتش پر: [قدیمی، مجاز] آفتاب.
* طاووس مشرق خرام: = * طاووس آتش پر
* طاووس علیین: طاووس بهشتی.
* طاووس فلک: [قدیمی، مجاز] = * طاووس آتش پر
فرهنگ معین
[ معر. ] (اِ. ) = طاوس : مرغی است از نوع ماکیان که پرهای زیبا دارد به ویژه نر آن که دُم چتری بسیار زیبایی دارد. پاهای این مرغ زیبا نیست که بر اساس برخی از افسانه ها ابلیس به صورت ماری بر پای آن پیچید و وارد بهشت شد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صورت فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: tāvus) (معرب از آرامی) پرندهای از خانوادهی کبک که پرهای رنگارنگ و زیبا دارد ؛ (در نجوم) یکی از صورتهای فلکی در نیمکرهی جنوبی آسمان .
مترادف و متضاد
peacock (اسم)
طاووس، طاوس
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
تاووس
فرهنگستان زبان و ادب
{Pavo, Pav, Peacock} [نجوم] صورت فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان
