معانی کلمه : طاوس
لغت نامه دهخدا
طاوس . [ وو ] (اِخ ) ابن احمد. کنیت وی ابوالحسن ، و محدّث است .
طاوس . [ وو ] (اِخ ) یکی از ابنیه و آثار سلاطین صفویه در شهر اصفهان .
طاوس . [ وو ] (اِخ )نام زوجه ٔ اصفهانی فتحعلیشاه قاجار که وی تخت طاوس دوم را بنام وی ساخته است .
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
اسم: طاوس (دختر) (یونانی)
معنی: طاووس، معرب از یونانی، پرنده ای با پرهای رنگارنگ، نام یکی از صورتهای فلکی نیم کره جنوبی، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
معنی: طاووس، معرب از یونانی، پرنده ای با پرهای رنگارنگ، نام یکی از صورتهای فلکی نیم کره جنوبی، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
مترادف و متضاد
peacock (اسم)
طاووس، طاوس
