معانی کلمه : طامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بلای سخت که بالاتر از همۀ بلاها باشد، داهیه، بلا، حادثۀ عظیم.
فرهنگ معین
(مِّ ) [ ع . طامة ] (اِ. ) ۱ - بلای بزرگ . ۲ - روز قیامت .
فرهنگ فارسی
داهیه، بلا، بلای سخت که بالاترازهمه بلاهااست، قیامت، طامه الکبری: طامه کبری، حادثه بزرگ، روزقیامت
۱ - بلای بزرگ حادثه عظیم جمع : طامات . ۲ - روز قیامت . ۳ - طامات .
دهی از بخش نطنز شهرستان کاشان ۶٠ هزار گزی جنوب نطنز به اردستان .
۱ - بلای بزرگ حادثه عظیم جمع : طامات . ۲ - روز قیامت . ۳ - طامات .
دهی از بخش نطنز شهرستان کاشان ۶٠ هزار گزی جنوب نطنز به اردستان .
دانشنامه عمومی
طامه (نطنز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نطنز در استان اصفهان ایران است.
wiki: طامه
مترادف و متضاد
۱. امر عظیم، حادثه عظیم، بلای عظیم، حادثه بزرگ
۲. رستاخیز، روزقیامت، محشر
۳. داهیه، مصیبت، بلای سخت
