معانی کلمه : طاقچه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرورفتگی در دیوار برای گذاشتن اشیا، طاق.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِمصغ . ) رف ، طاق کوچک . ،~ بالا گذاشتن ناز کردن ، فخر فروختن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) طاق کوچک طاق خرد . ۲ - قسمت فرو رفته در دیوار اطاق فرودتر از رف که برای نهادن اشیائ و لوازم خانه سازند . یا طاقچه بالا نشین . پر افاده پر تکبر . یا دلش طاقچه ندارد . راز خود را نمی تواند نگه دارد .
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: tâxča
طاری: pela
طامه ای: raf
طرقی: pela
کشه ای: pela
نطنزی: tâxča
مترادف و متضاد
پرواره، رف، طاق
واژه نامه بختیاریکا
رفک
