Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ طاقت کسی را طاق کردن

تلفظ بین المللی : /tˈɑq1at kˈasi rɑ tˈɑq1 kˈardan/ تلفظ :‌ [t'Aq1at k'asi RA t'Aq1 k'aRdan]
اصطلاحات
  • سر کسی را به طاق کوبیدن
  • طاقت کسی طاق شدن
  • بر طاق ابروی کسی می خوردن
  • طاق کسری
  • طاق کسری شگفتی معماری
  • طاقت
  • طاقت اوردن
  • طاقت برسیدن
  • طاقت داشتن
اصطلاحات

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> طاقت کسی را طاق کردن
کسی را بی صبر / بی تحمل کردن؛ تحمل کسی را از او گرفتن
مثال:
زندگی سخت و بدرفتاری اطرافیان طاقتش را طاق کرده بود و تصمیم گرفت که پشت به همه چیز کند و به جای دوری برود که هیچ کس او را نشناسد.

کلمات مرتبط

  • سر کسی را به طاق کوبیدن
  • طاقت کسی طاق شدن
  • بر طاق ابروی کسی می خوردن
  • طاق کسری
  • طاق کسری شگفتی معماری
  • طاقت
  • طاقت اوردن
  • طاقت برسیدن
  • طاقت داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات