Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طاعت ور

تلفظ بین المللی : /tˈɑʔˈat vˈar/ تلفظ :‌ [t'A?'at v'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • طاعتور
  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
  • طاعت نمود
  • طاعت پیشه
  • طاعت کردن
  • حسن طاعت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

طاعتور. [ ع َ وَ ] ( ص مرکب ) آن که فرمانبری پیشه دارد :
به دست همت طاعتوران رها کردم
در اولین قدم اسباب خلد و حور و قصور.
محمد عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

طاعت پیشه، مطیع، فرمان بردار.

فرهنگ معین

( ~ . وَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. )فرمانبردار.

کلمات مرتبط

  • طاعتور
  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
  • طاعت نمود
  • طاعت پیشه
  • طاعت کردن
  • حسن طاعت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات