معانی کلمه : طاط
لغت نامه دهخدا
طاط. (اِخ ) نام مردی که هرمس یکی از کتب خود را در صناعت کیمیا بدو خطاب کرده . (فهرست ابن الندیم ).
طاط. (اِخ ) نام صاب پسرحضرت ادریس پیغمبر است که طبق روایات ، فرقه ٔ صابی را به او منسوب دانسته اند. (عیون الانباء ج 1 ص 215).
فرهنگ فارسی
نام صاحب پسر حضرت ادریس پیغمبر است که طبق روایات فرقه صابی را باو منسوب دانسته اند .
