معانی کلمه : طاسی
لغت نامه دهخدا
طاسی . (اِخ ) موضعی است در خراسان . (معجم البلدان ).
طاسی ٔ. [ س ِءْ ] (ع ص ) گرفته : یقال نفسی طاسِئَةٌ؛ یعنی دل من گرفته است . (منتهی الارب ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
موضعی است در خراسان
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کچلی
ریزش مو
۱. کچلی
۲. ریزش مو
baldness (اسم)
طاسی
