معانی کلمه : طارق
لغت نامه دهخدا
طارق . [ رِ ] (اِخ ) رجوع به ابومحارش شود.
طارق . [ رِ ] (اِخ ) موضعی است . (معجم البلدان ). || قریه ای است به افریقا.
طارق . [ رِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن . تابعی و از اهل کوفه است . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. هشتاد وششمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۲۲ آیه.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] درشب آینده، به شب پیدا شونده، آینده در شب.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] درشب آینده، به شب پیدا شونده، آینده در شب.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - راه رونده در شب . ۲ - مجازاً: دزد، فالگیر. ۳ - ستارة صبح .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: tāreq) (عربی) سورهی هشتاد و ششم از قرآن کریم دارای هفده آیه ؛ (در قدیم) به معنای هنگام شب آینده ؛ (به مجاز) به معنی وارد ، عارض .
مترادف و متضاد
۱. شبرو،
۲. دزد
۳. غافلگیر
۴. ستاره صبح
