Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طارد

تلفظ بین المللی : /tˈɑred/ تلفظ :‌ [t'ARed]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • طارد الدب
  • طارد النوم
  • طارده البرد
  • طاردالدب
  • طاردالنوم
  • ستیغ طاقدیسی
  • شاه طارم فلک
  • طاد
  • طادران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طارد. [ رِ ] ( ع ص ) راننده : وَ مااَنا بطارد الّذین آمنوا. ( قرآن 29/11 ). و ما انا بطارد المؤمنین. ( قرآن 114/26 ). سخت راننده. رادع.
- طاردالریاح ؛ بادکُش. بادشکن. کاسرالریاح.

فرهنگ فارسی

راننده رادع

کلمات مرتبط

  • طارد الدب
  • طارد النوم
  • طارده البرد
  • طاردالدب
  • طاردالنوم
  • ستیغ طاقدیسی
  • شاه طارم فلک
  • طاد
  • طادران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات