کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ضیزن
تلفظ بین المللی :
/zˈizan/
تلفظ :
[z'izan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
روغن های ضدزنگ
ضدِزنگ
ضدِزنگ سازی فسفاتی
ضیان
ضیز
ضین
ترکیب ضدزنگ
ضدزنگ سازی فسفاتی
ضزن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ضیزن .
[ ض َزَ ] (اِخ ) بتی بوده است عرب را. رجوع به بت شود.
ضیزن . [ ض َ زَ ] (ع ص ، اِ) طفیلی . طفیل . (مهذب الاسماء). || نگاهبان معتمد. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). || فرزندان مرد و عیال و انبازان او. (منتهی الارب ). اولاد و عیال مرد و شریکان او. (منتخب اللغات ). || آب ده چالاک . (منتهی الارب ). || بازرگانی که متاع را نگاه دارد تا گران فروشد. (منتهی ...
کلمات مرتبط
روغن های ضدزنگ
ضدِزنگ
ضدِزنگ سازی فسفاتی
ضیان
ضیز
ضین
ترکیب ضدزنگ
ضدزنگ سازی فسفاتی
ضزن
نظرات