Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضریب

تلفظ بین المللی : /zˈarib/ تلفظ :‌ [z'aRib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • ضریب اتلاف 1
  • ضریب اتلاف دی الکتریکی
  • ضریب اتلاف2
  • ضریب اشغال 1
  • ضریب اشغال 2
  • ضریب اشغال سطح
  • ضریب اصطکاک پوستی
  • ضریب اطمینان
  • ضریب افزایندۀ گردشگری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ضریب . [ ض ُ رَ ] (اِخ ) ابن نقیر (یا نفیر) ابن سُمیر مکنی به ابوالسلیل . صحابی است . (منتهی الارب ).

ضریب . [ ض َ ] (ع ص ، اِ) مانند. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). مثل . (منتهی الارب ). نظیر : ضریر ما له فی العلوم نظیر و طبیب ما له فی الازمنة الغابرة ضریب . (خلاصة الاثر بدیعی ). || نوع . || زده شده . || صفت از هر چیزی . || نیک زننده . || سَر. (منتهی الار...

فرهنگ عمید

۱. عددی که نشان دهندۀ مقدار خاصیت یا مشخصه ای است.
۲. (ریاضی ) عاملی عددی که قبل از یک کمیت مجهول در یک جملۀ جبری قرار می گیرد: در عبارت y١٤ + ٢x٣y٧ + ٢x٤، ضریب ٢x ، ٤ است، ضریب ٢x٣y ، ٧ است، و ضریب y ، ١٤ است.

فرهنگ معین

(ضَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شکل ، نوع . ۲ - مانند، همتا. ج . ضرایب . ۳ - حروف یا اعداد ثابتی که پیش از یک عبارت جبری نوشته می شود و باید در آن ضرب شود. ۴ - کمیتی که ویژگی خاصی از یک ماده یا دستگاه را نشان می دهد و مقدار آن در شرایط معین ثابت است .

دانشنامه آزاد فارسی

ضَریب (coefficient)در جبر، جزء عددی یک جملۀ جبری که پیش از جزء حرفی آن نوشته می شود و حاکی از ضرب است. مثلاً در عبارت ۴x۲ + ۲xy - x، ضریب x۲ عدد ۴ است، زیرا ۴x۲ به معنی۴x۲ است. ضریب xy عدد ۲ و ضریبx، -۱است زیرا -x = -x× ۱. اما در عبارات جبری کلی، ضریب ها با حروفی نمایانده می شوند که نمایندۀ عددهایند، مثلاً در معادلۀ b ،a ،ax۲ + bx + c = ۰، و c ضرایبی اند که ممکن است هر عددی باشند. این اصطلاح در بس...

فرهنگ فارسی

مثل، شکل، نظیر، مانند، نوع، صنف، ضارب، زننده ، و نیز به معنی مضروب، زده شده
۱ - ( صفت ) زننده . ۲ - ( اسم ) شکل نوع صنف . ۳ - مانند همتا . ۴ - اکسپوزان . جمع ضرایب .
ابن نقیر ابن سمیر مکنی به ابو السلیل ٠ صحابی است ٠

دانشنامه عمومی

(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پیشتا. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن". در اِنگارِش (ریاضی) شماره ای است که پیش از شمارۀ دیگر بیاید تا در آن بتاید (ضرب شود). از این رو "پیشتا" نامیده می شود.

ضریب (به انگلیسی: Coefficient) در ریاضیات یک عامل ضربی در برخی از جمله های یک عبارت ریاضی است که معمولاً یک عدد است. یک ضریب گاه همراه با هیچ متغیری نیست.ضریب اصطکاکمثلا در عباریت:ضریب نفو...

مترادف و متضاد

modulus (اسم)قدر مطلق، پیمانه، استاندارد، ضریب، فراز خطfactor (اسم)عامل، نماینده، ضریب، عامل مشترک، فاکتور، حق العمل کار، عامل محافظت در برابر نور آفتابratio (اسم)قسمت، نسبت، ضریب، ضرب کننده، نسبیت، نسبت معین و ثابتcoefficient (اسم)ضریب، ضرب کننده، عامل مشترک...

کلمات مرتبط

  • ضریب اتلاف 1
  • ضریب اتلاف دی الکتریکی
  • ضریب اتلاف2
  • ضریب اشغال 1
  • ضریب اشغال 2
  • ضریب اشغال سطح
  • ضریب اصطکاک پوستی
  • ضریب اطمینان
  • ضریب افزایندۀ گردشگری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات