معانی کلمه : ضروریه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
تانیث ضروری، هرچه که وجودش لازم ومورداحتیاج باشد
( صفت ) مونث ضروری . یا ضروریه مطلقه . قضیه موجهه که در آن حکم شود به ضرورت نسبت ثبوتیه یا سلبیه بین موضوع و محمول مادام که ذات موضوع موجود است .
تانیث ضروری ٠ ضروریه مطلقه
( صفت ) مونث ضروری . یا ضروریه مطلقه . قضیه موجهه که در آن حکم شود به ضرورت نسبت ثبوتیه یا سلبیه بین موضوع و محمول مادام که ذات موضوع موجود است .
تانیث ضروری ٠ ضروریه مطلقه
