ضرس . [ ض َ رِ ] (اِخ ) نام اسپی که نبی (ص ) از فزاری خرید و نام آن به سکب تغییر فرمود. (منتهی الارب ).
ضرس . [ض َ رِ ] (ع ص ) آنکه خشم گیرد از گرسنگی (منتهی الارب ). غضبناک از گرسنگی . || بدخو. (منتخب اللغات ). مرد تندخو. (منتهی الارب ). مردی درشت . (مهذب الاسماء). ضَرِس ٌ شَرِس ٌ؛ مرد دشوارخو. (منتهی الارب ).
دندان، بهویژه دندان آسیا.
〈 ضرس قاطع: [مجاز] با اطمینان.
دندان، دندان آسیا