کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ضربت زدن
تلفظ بین المللی :
/zˈarbat zˈadan/
تلفظ :
[z'aRbat z'adan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با صدای بلند ضربت زدن
ضربت تند و سریع زدن
ضربت سخت زدن
ضربت سریع زدن
ضربت سنگین زدن به
ضربت ناگهانی زدن
مجلس ضربت زدن
سه ضربه زدن
ضرب زدن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زخم زدن زخم رسانیدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
strike (فعل)زدن، ضرب زدن، ضربت زدن، ضربه زدن، خوردن، خطور کردن، اعتصاب کردن، خوردن به، به خاطر خطور کردن، سکه ضرب کردنbump (فعل)ضربت زدنbob (فعل)فریب دادن، ضربت زدنjab (فعل)ضربت زدن، سوراخ کردن، خنجر زدن، سک زدن، سیخ زدن، ضربت ناگهانی زدنcontuse (فعل)ضربت زدن، کوفتن، کوفته کردن، له کردنhammer (فعل)کوبیدن، ضربت زدن، چکش زدن، سخت کوشیدن، پتک زدنinflict (فعل)ضربت زدن، تحمیل کردن، ضربت وارد اوردنsock ...
کلمات مرتبط
با صدای بلند ضربت زدن
ضربت تند و سریع زدن
ضربت سخت زدن
ضربت سریع زدن
ضربت سنگین زدن به
ضربت ناگهانی زدن
مجلس ضربت زدن
سه ضربه زدن
ضرب زدن
نظرات