معانی کلمه : ضحا
لغت نامه دهخدا
ضحا. [ ض ُ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است. زمخشری گوید: ضُحَی بصیغه تصغیر است و معلوم نیست که ضحا و ضحّی دو موضعاند یا یکی از دو کلمه غلط است. ( معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
وقتی که روز نزدیک به نصف شدن می رسد، وقت قبل از ظهر.
فرهنگ فارسی
نام جایگاهی است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zohā) (عربی ، ضحی) (در قدیم) زمانی پس از برآمدن آفتاب ، چاشتگاه ؛ آفتاب ، خورشید ؛ سورهی نود و سوم قرآن کریم دارای یازده آیه.
