معنی اصطلاح -> ضجه مویه / زنجموره / زنجمویه کردنگریه و زاری / ناله وفریاد بسیار کردنمثال: - از بس که شرکت کنندگان در مجلس ختم ضجه مویه کردند، داشتم از حال می رفتم. - البته عزاداری برای متوفا لازمه، اما تا ابد که نمی شه نشست و زنجموره کرد، بالاخره زندگی باید ادامه پیدا کنه. توضیح: به احتمال زیاد، زنجمویه و زنجموره صورت های دگرگون شده ی ضجه مویه هستند....