معانی کلمه : ضب
لغت نامه دهخدا
ضب . [ ض َب ب ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
ضب . [ ض َب ب ] (ع اِ) ج ِ ضبّه . (منتهی الارب ). رجوع به ضبة شود.
ضب . [ ض َب ب ] (اِخ ) نام کوهی است که مسجد خیف در پای آن کوهست ، و نام دیگر آن صابح است . (معجم البلدان ).
فرهنگ معین
(ضَ بّ ) [ ع . ] (اِ. ) سوسمار.
فرهنگ فارسی
سوسمار
( اسم ) سوسمار جمع : اضب ضباب ضبان .
ابن الفراضه بن عمرو برادر نائله
( اسم ) سوسمار جمع : اضب ضباب ضبان .
ابن الفراضه بن عمرو برادر نائله
