معنی کلمه : ضأد
لغت نامه دهخدا
ضأد. [ض َءْدْ ] (ع اِ) اندام زن . شرم زن . (منتهی الارب ).
ضأد. [ ض َءْدْ ] (ع مص ) غلبه کردن کسی را به خصومت . (تاج المصادر). خصومت کردن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ).

ضأد. [ض َءْدْ ] (ع اِ) اندام زن . شرم زن . (منتهی الارب ).
ضأد. [ ض َءْدْ ] (ع مص ) غلبه کردن کسی را به خصومت . (تاج المصادر). خصومت کردن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ).