Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ضابط

تلفظ بین المللی : /zˈɑbet/ تلفظ :‌ [z'Abet]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ضابط شهربانی
  • ضابط صلحیه
  • ضابط ضابط
  • ابن ضابط
  • ابن ضابط ابوعمرو عثمان بن ابی بکر صدفی سفاقسی
  • الجعل و العمل الضابط فی الرابطی و الرابط و قصیده ینبوع الحیاه
  • ثقه ضابط
  • ضابطه
  • ضابطه سازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ضابط. [ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) فراهم آورنده. نگاهدارنده. نگاهدارنده چیزی. آنکه ضبط مدینه و سیاست آن را از طرف سلطان بس باشد. شِحنه : گرد عالم گشتن چه سود، پادشاه ضابط باید. ( تاریخ بیهقی ). پادشاه ضابط باید، چون ملکی و بقعتی بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد و زود دست بمملکت دیگر یازد... ( تاریخ بیهقی ص 90 ). ما را خداوندی گماشت عادل و مهربان و ضابط. ( تاریخ بیهقی ). || مُبرّ: انّه لمُبِرّ بذلک ؛ ای ضابط ل...

فرهنگ عمید

۱. حفظ کننده، نگه دارنده.
۲. [قدیمی] حاکم، قائد.
۳. [قدیمی] قوی، نیرومند.
۴. [قدیمی] باهوش.

فرهنگ معین

(بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نگاه دارنده ، حفظ کننده . ۲ - شحنه . ۳ - حاکم . ج . ضوابط .

فرهنگ فارسی

حفظ کننده، نگاهدارنده، حاکم، قائد، قوی، نیرومند، مردباهوش
۱ - نگاهدارنده حفظ کننده . ۲ - آن که شهری را از جانب سلطان اداره کند شحنه . ۳ - حاکم والی . ۴ - ( درایه ) متقن مثبت . ۵ - نیرومند قوی . ۶ - محصل مالیات . ۷ - ممیز و مفتش حساب . ۸ - مباشر جمع : ضابطین ضباط ضوابط.
فراهم آورنده نگاهدارنده نگاهدارنده چیزی آنکه ضبط مدینه وسیاست آن را از طرف سلطان بس باشد

مترادف و متضاد

مباشر

محصل، ممیز

حاکم، والی

پاسبان، پلیس، شحنه، شرطه

۱. بایگان
۲. پاسبان، پلیس، شحنه، شرطه
۳. محصل، ممیز
۴. مباشر
۵. حاکم، والی

manager (اسم)مدیر، رئیس، ضابط، متصدی، مباشر، کارفرمانbailiff (اسم)مدیر تصفیه، ضابط، امین صلح یا قاضی، ناظر، نگهبان دژ سلطنتیcommander (اسم)فرمانده، رئیس، ضابط، تخماق، فرمانفرما، فرمانروا، سر کردهrestraining (صفت)ضابطre...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ضابط (حدیث). ضابط، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از صفات راوی به شمار می آید.دانشمندان علوم حدیث برای ضابط که یکی از صفات راوی است تعاریف ذیل را ذکر کرده اند: ۱- "ضابط" کسی است که یادآوری وی بر سهوش غالب باشد، نه آن که اصلا سهو نداشته باشد. زیرا اگر مراد از "ضابط" کسی باشد، که هیچ سهو نداشته باشد وصف "ضابط" در ائمه (علیهم السّلام) محصور خواهد شد. ۲- "ضابط" به کسی اطلاق می ش...

کلمات مرتبط

  • ضابط شهربانی
  • ضابط صلحیه
  • ضابط ضابط
  • ابن ضابط
  • ابن ضابط ابوعمرو عثمان بن ابی بکر صدفی سفاقسی
  • الجعل و العمل الضابط فی الرابطی و الرابط و قصیده ینبوع الحیاه
  • ثقه ضابط
  • ضابطه
  • ضابطه سازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات