صیغة. [ غ َ ] (ع اِ)خلقت . (اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). نوع . (اقرب الموارد). || طور. طریقت . ریخت . شکل . || هیأتی است که حاصل شود کلمه را باعتبار تقدم و تأخر حروف و حرکات و سکون آن . (غیاث اللغات ). صورت کلمه . صورت . ج ، صَیغ: صیغه ٔ مفرد. صیغه ٔ جمع. || (ص ) سهام صیغه ؛ یعنی همه از کار و عمل ی...
فرهنگ عمید
۱. نکاح موقت.۲. (اسم، صفت) [مجاز] زنی که برای مدت محدود و معیّن به عقد ازدواج مرد درآید؛ زن غیردائمی؛ زن موقتی؛ مُتعه.۳. (اسم) (ادبی) در دستور زبان، هیئت و شکلی که با کم و زیاد کردن حروف یا تغییر حرکات به فعل داده شود: صیغهٴ مفرد، صیغهٴ تثنیه، صیغهٴ جمع.۴. (اسم) (فقه، حقوق) عبارتی که هنگام معامله و خریدوفروش و عقد نکاح بر زبان جاری میکنند و دلیل بر رضای طرفین است.۵. (اسم) نوع؛ هیئت؛ اصل؛ ریخت؛ ش...
فرهنگ معین
(غَ یا غِ ) [ ع . صیغة ] (اِ. ) ۱ - هرچیز در قالب ریخته شده . ۲ - ریخت ، شکل . ۳ - عقد موقت . ۴ - صورتی از کلمه که شخص یا زمان فعل را نشان می دهد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ازدواج موقتwikijoo: صیغه صیغه (دستور زبان). صیغه ( دستور زبان)رجوع شود به:ساختwikijoo: صیغه_(دستور_زبان)...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - هر چیز در قالب ریخته شده . ۲ - شکل هیئت . ۳ - خلقت آفرینش . ۴ - هیئتی که برای کلمه حاصل گردد بواسطه تقدیم و تاخیر حروف و تغییر حرکات و سکنات آن : صیغت جمع صیغت مفرد ۵ - نکاح موقت ۶ - زنی که تو را به عقد انقطاع گیرند برای مدتی کوتاه یا دراز و محدود نه دایمی و همیشگی با ذکر مهر و آن را شرایط و احکام خاصی است زن غیر دایم . ۷ - کلمه ای که به وقت معامله و عقد نکاح بر زبان جاری کنند . یا چه ...
دانشنامه عمومی
صیغه می تواند به موارد زیر اشاره کند: متعه یا نوعی ازدواج موقت در مذهب شیعه صورت های مختلف کلمات و عبارات به خصوص افعال در دستور زبان عبارت مخصوص هر قرارداد (به خصوص در حقوق اسلامی)