معانی کلمه : صیدافکن
لغت نامه دهخدا
صیدافکن. [ ص َ / ص ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه صید را از پای دراندازد. شکارگیر. شکاری :
چو در نالیدن آمد طبلک باز
درآمد مرغ صیدافکن بپرواز.زبون گیری نکرد آن شیر نخجیر
که نبود شیر صیدافکن زبون گیر.
چو در نالیدن آمد طبلک باز
درآمد مرغ صیدافکن بپرواز.زبون گیری نکرد آن شیر نخجیر
که نبود شیر صیدافکن زبون گیر.
فرهنگ عمید
شکارچی#NAME?
= شکارچی
