Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صولجان

تلفظ بین المللی : /sˈuːldʒɑn/ تلفظ :‌ [s'u:ldZAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • صولجان وش
  • سیمین صولجان
  • صوجان
  • صوجانه
  • صولان
  • رضااباد صوفیان
  • صوغان
  • صوفان بالا
  • صوفیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صولجان. [ ص َ ل َ ] ( معرب ، اِ ) چوگان. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( مهذب الاسماء ). معرب چوگان است. ( حاشیه برهان چ معین ). محجن. طبطاب : مهین دختر نعش چون صولجانی کهین دختر نعش مانند قفلی.منوچهری.تا شب است و ماه نو گوئی که از گوی زمین گردبر گردون ز سیمین صولجان افشانده اند.خاقانی.در حلقه صولجان زلفش بی چاره دل اوفتاده چون گوست.سعدی.گاه حیران ایستاده گه دوان گاه غلطان همچو گوی از صولجان.مول...

فرهنگ عمید

۱. (ورزش ) چوگان.
۲. عصای پادشاهی.

فرهنگ معین

(صَ لَ ) [ معر. ] (اِ. ) معرب چوگان .

فرهنگ فارسی

معرب چوگان، عصای پادشاهی، صولجانه هم گویند
( اسم ) ۱ - چوگان . ۲ - عصا عصای شاهی جمع : صوالج صوالجه ( کم ) .

کلمات مرتبط

  • صولجان وش
  • سیمین صولجان
  • صوجان
  • صوجانه
  • صولان
  • رضااباد صوفیان
  • صوغان
  • صوفان بالا
  • صوفیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات