معانی کلمه : صولت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
[عربی: صَولة]
۱. ابهت، فرّوشکوه، هیبت.
۲. [قدیمی] شدت و سختی.
۳. [قدیمی] حمله.
۱. ابهت، فرّوشکوه، هیبت.
۲. [قدیمی] شدت و سختی.
۳. [قدیمی] حمله.
فرهنگ معین
(صُ یا صَ لَ ) [ ع . صولة ] ۱ - (مص ل . ) برجستن و حمله کردن . ۲ - (اِمص . ) هیبت . ۳ - حمله . ۴ - قدرت ، نفوذ.
فرهنگ فارسی
برجستن وحمله بردن، سطوت، قدرت، هیبت، قهر، غلبه
۱ - ( مصدر ) هیبت داشتن سطوت داشتن . ۲ - خشم کردن قهر کردن . ۳ - ( اسم ) هیبت سطوت رعب . ۴ - خشم قهر . ۵ - زبر دستی قدرت . ۶ - حمله .
۱ - ( مصدر ) هیبت داشتن سطوت داشتن . ۲ - خشم کردن قهر کردن . ۳ - ( اسم ) هیبت سطوت رعب . ۴ - خشم قهر . ۵ - زبر دستی قدرت . ۶ - حمله .
دانشنامه عمومی
حمله
گویش دزفولی
حمله
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: so(w)lat) (عربی) فر و شکوه معمولاً ناشی از برتری کسی یا چیزی بر دیگران ، هیبت ؛ (در قدیم) شدت، سختی ، حمله .
اسم: صولت (پسر) (عربی) (تلفظ: so(w)lat) (فارسی: صولت) (انگلیسی: sowlat)
معنی: ابهت، فرّ و شکوه، هیبت، حمله، فرّ و شکوه معمولاً ناشی از برتری کسی یا چیزی بر دیگران، ( در قدیم ) شدت، سختی
معنی: ابهت، فرّ و شکوه، هیبت، حمله، فرّ و شکوه معمولاً ناشی از برتری کسی یا چیزی بر دیگران، ( در قدیم ) شدت، سختی
مترادف و متضاد
حمله
حشمت، سطوت
خشم، غضب، قهر
رعب، مهابت، هیبت
توانمندی، قدرت، نیرو
۱. حشمت، سطوت
۲. رعب، مهابت، هیبت
۳. خشم، غضب، قهر
۴. حمله
۵. توانمندی، قدرت، نیرو
