معانی کلمه : صول
لغت نامه دهخدا
صول . [ ص َ ] (اِخ ) قریه ای است به نیل در اول صعید. (معجم البلدان ).
صول . [ ] (اِخ ) لفظی عجمی است و در عرب آنرا اصلی نیست . شهریست در بلاد خزر در نواحی باب الابواب و آن دربند است . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
حمله کردن، حمله.
فرهنگ فارسی
قریه ایست به نیل در اول صعبد
