معنی کلمه : صورانی
لغت نامه دهخدا
صورانی . [ ص َ ] (ص نسبی ) نسبت است به صَوران .
صورانی . [ ص َ ] (اِخ ) غوث بن سلیمان ، مکنی به ابی یحیی . وی از خیار قضات بود و قضاء مصر یافت . (معجم البلدان ).

صورانی . [ ص َ ] (ص نسبی ) نسبت است به صَوران .
صورانی . [ ص َ ] (اِخ ) غوث بن سلیمان ، مکنی به ابی یحیی . وی از خیار قضات بود و قضاء مصر یافت . (معجم البلدان ).