Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صوت

تلفظ بین المللی : /sˈoːt/ تلفظ :‌ [s'o:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • صوت 1
  • صوت 2
  • صوت 3
  • صوت برداده
  • صوت درجه
  • صوت شناسی
  • صوت نگاری
  • صوت پخشیده
  • صوت پردازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صوت . [ ص َ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). آوا. بانگ . فریاد. ج ، اصوات : درین صورت اگر تو هیچ حرف و صوت میخواهی مسلم شد که بی معلول نبود علتی تنها. ناصرخسرو.به گه صبوح زهره ز فلک همی برآیدز هوای صوت زارش ز نوای زیر چنگش . خاقانی .صوت مرغان بدرد چرخ مگر با دم خویش بانگ کوس ملک تاجور آمیخته اند. خاقانی .همچنانکه مرده ام من قبل موت ز آن طرف آورده ام...

فرهنگ عمید

۱. صدا.
۲. (موسیقی ) نغمه، آهنگ.

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بانگ ، آواز. ۲ - نغمه ، آواز.

دانشنامه آزاد فارسی

صوت (زیست شناسی). صوت (زیست شناسی)(voice)صدای ایجاد شده از دهان، براثر گذر هوا از بین تارهای صوتی۱. در انسان، سینوس ۲های توخالی صورت صدا را تقویت می کنند. صدا براثر حرکات لب ها، زبان، و گونه ها تغییر می کند.vocal cordssinuseswikijoo: صوت_(زیست_شناسی) صوت (موسیقی). اصطلاحی در موسیقی قدیم ایران و نوع دوم از هفده لحن موزون و آن آهنگی همراه شعر است که دارای یک خانۀ مکرر بوده است (بیت یا جمله ای که ...

فرهنگ فارسی

بانگ، آواز، آوا ه، نغمه، آهنگ، آوازی که بگوش رسد، آوازو آهنگی که خواننده یانوازنده خواندیانوازد( اسم ) ۱ - بانگ آواز جمع : اصوات ۲ - آواز خوش نغمه آهنگ ( موسیقی ) ۳ - شنیدن آواز بوسیله گوش . یا ارتفاع صوت . عده ارتعاشات در ثانیه است . هر چه شماره ارتعاشات در ثانیه بیشتر باشد آن صدا را زیر و هر چه عده ارتعاشات بیشتر باشد آن صدا را زیر و هر چه عده ارتعاشات در ثانیه کمتر باشد آن صدا را بم گویند . گوش...

مترادف و متضاد

sound (اسم)درست، صدا، بانگ، صوت، اواvoice (اسم)صدا، بانگ، صوت، اوا، واکinterjection (اسم)حرف ندا، صوت، اصواتphoneme (اسم)صدا، صوت، اوا، واج، صدای ساده، واگ، حرف صوتی، صدای صوتیphone (اسم)صدا، صوت، تلفن، اوا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی صَوْتِ: صدامعنی سَوْطَ: شلّاق - تازیانهمعنی مَا یَنطِقُ: سخن نمی گوید (کلمه منطق و نیز کلمه نطق هر دو به معنای صوت یا صوتهای متعارفی است که از حروفی تشکیل یافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنیهایی که منظور نظر ناطق است دلالت میکند و در اصطلاح ، این صوتها را کلام میگویند )معنی مَا یَنطِقُونَ: سخن نمی گویند (در عبارت "مَا هَـٰؤُلَاءِ یَنطِقُونَ " .کلمه منطق و نیز کلمه نطق هر دو ب...

فرهنگستان زبان و ادب

{interjection} [زبان شناسی] یکی از اجزای کلام که حالت ذهنی و عاطفی گوینده را می رساند و با دیگر اجزای جمله رابطۀ نحوی ندارد
{sound} [فیزیک] آشفتگی هایی مانند تغییر فشار که به صورت موج در محیطی مادی منتشر می شود
[موسیقی] ← صدا 2

کلمات مرتبط

  • صوت 1
  • صوت 2
  • صوت 3
  • صوت برداده
  • صوت درجه
  • صوت شناسی
  • صوت نگاری
  • صوت پخشیده
  • صوت پردازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات