معانی کلمه : صنجه
لغت نامه دهخدا
صنجة. [ ص َ ج َ ] (اِخ ) نهری است بین دیار مصر و دیاربکر بالای آن پل بزرگی است که از عجایب آثار است . (معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نهری است بین دیار مصر و دیار بکر بالای پل بزرگی است که از عجایب آثار است

صنجة. [ ص َ ج َ ] (اِخ ) نهری است بین دیار مصر و دیاربکر بالای آن پل بزرگی است که از عجایب آثار است . (معجم البلدان ).