کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : صمور
تلفظ بین المللی :
/sˈomuːr/
تلفظ :
[s'omu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذات الصدور
ذات الصور
ذوات الصدور
رابعه صورت
راحه الصدور
راست صورت
روایی صوری
زشت صورت
سر و صورت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صمور. [ ص ُ ] ( ع مص ) زفتی کردن. || بازداشتن. || منع کردن. || روان شدن آب از زمین نشیب در زمین برابر و هموار و قرار گرفتن در آن با جریان سست و ضعیف. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
زفتی کردن
کلمات مرتبط
ذات الصدور
ذات الصور
ذوات الصدور
رابعه صورت
راحه الصدور
راست صورت
روایی صوری
زشت صورت
سر و صورت
نظرات