Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صمل

تلفظ بین المللی : /sˈaml/ تلفظ :‌ [s'aml]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صملاخ
  • صملج
  • صمله
  • صملوخ
  • صملک
  • صملیل
  • ذی صلاحیت
  • راعی الصالح
  • امیه بن ابی صلت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صمل . [ ص َ ] (ع اِ) صمل الشجر؛ یبسی و خشونت درخت . (منتهی الارب ).

صمل . [ ص ُ م ُل ل ] (ع ص ) مرد قوی جثه ٔ گرداندام . || حافر صمل ؛ سم سخت و استوار. (منتهی الارب ).

صمل . [ ص َ ] (ع مص ) زدن کسی را به چوب دستی . || سخت شدن و درشت گردیدن چیزی . || خشک و خشن گردیدن درخت بدان جهت که آب نیابد. || بازایستادن از طعام ...

فرهنگ فارسی

مرد قوی جثه گرد اندام

کلمات مرتبط

  • صملاخ
  • صملج
  • صمله
  • صملوخ
  • صملک
  • صملیل
  • ذی صلاحیت
  • راعی الصالح
  • امیه بن ابی صلت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات